كتاب : تنزيه الاولياء ، در رد ايرادات بر كتاب ارشاد    صفحه :


تنزيه الاولياء
در جواب ايرادات بعض اهل كاشان بر كتاب ارشاد العوام
از مصنفات عالم رباني و حكيم صمداني
مرحوم آقاي حاج ابوالقاسم خان ابراهيمي كرماني اعلي الله مقامه

 بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد لله و سلام علي عباده الذين اصطفي ءالله خير اما يشركون .
اما بعد چنين گويد بنده مسكين ابوالقاسم بن زين‌العابدين اعلي الله مقامه كه در اين ايام كه ماه مبارك رمضان ١٣٦٣ است مراسله از بلده كاشان رسيد كه ذيل آنرا جمعي امضا نموده بودند كه هيچيك معروف حقير نبودند الا اينكه تصور ميشود بعضشان از طلاب علوم يا اهل منبر باشند و عين مراسله را نقل مينمايم :
بسم الله الرحمن الرحيم - نظر باينكه گفته شد كه هر گونه اعتراضي بر چهار جلد ارشاد العوام بنمايند عالم رباني و جواب‌دهنده داريم كه حل اشكال و رفع تناقض از قرآن مجيد مينمايند و غير ممكن است كه هيچ سؤالي و اعتراضي را راكد و بلاجواب بگذارند لذا استدعاي اينجانبان امضاكنندگان ذيل آنكه آقاي جواب‌دهنده هفتاد تناقض من باب آنكه مشت نمونه خروار است در پنجاه و پنج نمره نوشته شده با نشان دادن صفحه و سطر و جلد اگر مقدور هست رفع تناقض بنمايند و شصت سؤال است كه در بعضي اشاره بنمرات پنجاه و پنج گانه شده و بعضي اشاره است بصفحه و سطر و جلد ارشاد جواب هر يك هر يك را مرقوم فرمايند و آقاي جواب‌دهنده متذكر باشند اولا جواب ساده و رفع تناقض را عوام‌فهم مرقوم و اكتفا نمايند در جواب بذكر نمره يك يا جواب سؤال يك تا
 آخر و شروع بجواب فرمايند ثانيا از نمره يك شروع برفع تناقض نموده تا نمره پنجاه و پنج رفع تناقض اگر ممكن است از هفتاد تناقض بفرمايند و از سؤال يك تا سؤال شصت را بترتيب جواب بدهند نه جواب از بعض دون بعض ثالثا چه رفع تناقض يا جواب از سؤالات بتمامها يا رفع تناقض از تمام و جواب از سؤالات تماما غير مقدور باشد يا مقدور ولي صلاح در جواب دادن ندانند عينا آنچه مرقوم شده از هفتاد تناقض و شصت سؤال و عين ورقه استدعا شده تمام آنچه را ارسال شده مجددا بكاشان با پست سفارشي رد فرمايند چون مورد حاجت و امانت است كه جهت مقام محترمشان فرستاده شده لذا شرعا آقاي معظم يا با جواب يا بلاجواب رد امانت ميفرمايند ان الله يأمركم ان تؤدوا الامانات الي اهلها و مرقوم فرمايند كاشان بالا بازار حجره استاد محمد سوهان‌كار بدست آقاي استاد احمد يا اگر استاد احمد نباشند بآقاي آقا حسين زاويه بدهند مخارج پست سفارشي آنچه بشود حواله بدهند بطرف جنابشان بندگي شود و لا اجر علي الله تعالي شانه ، حسن مقدس - الاحقر سيد محمدحسن افصح الواعظين - سيد محمد تسلطي - عباس سليماني - رضا علم‌الهدي - احمد توفيقي - علي‌اكبر ناصح - عباس مؤذن - الاحقر حسين الموسوي - عزيز احمدي - علي‌اكبر صمدي و دو امضاي لايقرء ،
تمام شد عبارات شريفه كه بعينها نقل شد و در جوف پاكت قطعاتي چند كاغذهاي پاره و مندرس گذارده و بر هر يكي بعضي از اعتراضات خود را نوشته بودند با خطي كه خواندن آن بسيار مشكل بود و بي‌اندازه در هم و بر هم و با لكهاي آن اوراق مخلوط بود و بزحمت تميز داده ميشد و كاملا نماينده حالت روحي و كمال اخلاقي جناب آخوند بود و بفرمايش ايشان اين مشتي بود نمونه خروار و حسب الامر بايستي بعد از رفع حاجت مسترد نمائيم و ان شاء الله چنين ميكنيم و چون از مطاوي عبارات بر مطالعه كنندگان واضح است كه قصد ايشان
 واقعا حل اشكال نبوده و جواب هم كه داده شود تازه جواب يك مشت است و بقيه‌اش تا خروار باقي است و پيدا است كه غرض جناب آخوند جز اظهار وجود و ابراز تنفر نبوده و قصدشان فهميدن مطلب و تصحيح عقايد نيست و از اول تا آخر كتاب مبارك ارشاد العوام را كه جز روايت اخبار آل‌محمد عليهم السلام و بيان فضيلت ايشان چيزي نيست منكر هستند و بنا بر اين فعلا جوابي جز سكوت نداشت و خاصة كه عادت مشايخ ما اعلي الله مقامهم هم بر اين بود كه جواب اين قبيل سؤالات را نميفرمودند مگر اينكه گاهي باعث خارجي پيدا ميكرد و از اين رو بنده جاهل بيمقدار هم خيال جواب نداشتم ولي چون يكي از اجله اخوان عظيم الشأن كه امتثال امر ايشان را لازم ميدانستم اشاره فرمودند جواب مختصري عرض كنم و اگر چه بحال خود سائل مفيد فايده نيست ولي دور نيست كه بعض ساده‌لوحان كه اهل علم نيستند و علماي خود را فقط بلباس ميشناسند از اين قبيل اعتراضات را كه بشنوند اسباب شبهه بر آنها بشود ناچار بنگارش اين مختصر مبادرت ميشود كه اداي وظيفه نوكري شده باشد ان شاء الله و از آنجا كه اغلب اعتراضات و بقول جناب آخوند تناقضاتي كه نوشته‌اند بقدري عوامانه است كه مناسب ذكر در كتاب و جواب دادن از آن نيست مگر اينكه لزومي پيدا كند بايد از اهل ادب و كمال معذرت بخواهم و اميد عفو دارم و العذر عند كرام الناس مقبول و قبل از شروع در جواب ايشان مقدمه بطور اختصار در تذكر بعض از اوضاع گذشته روزگار اسلام و پيش‌آمدهاي ناگوار كه گاهگاه بخاطر اين بيمقدار ميگذرد و حكايتش در اينجا بي‌مناسبت نيست و در حقيقت درد دلهائي است و مخاطب معيني را منظور ندارم چند صفحه در اينجا بعرض ميرسانم و بعد از آن جواب اعتراضات را باندازه فهم ناقص عرض خواهم كرد ان شاء الله و اينكه در اول مراسله نوشته‌اند كه گفته شد عالم رباني و