كتاب : نصرة المؤمنين ، در حمايت از دعاي ندبه    صفحه :


نصرة المؤمنين
در حمايت از دعاي مبارك ندبه
از تصنيفات عالم رباني و حكيم صمداني مولاي شهيد
مرحوم آقاي حاج عبدالرضا خان ابراهيمي اعلي الله مقامه

 بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد لله رب العالمين و صلي الله علي محمد و آله الطيبين الطاهرين و شيعتهم المخلصين و لعنة الله علي اعدائهم اجمعين .
و بعد چنين گويد بنده مسكين عبدالرضا بن ابي‌القاسم بن زين‌العابدين كه چندي پيش از اين مجله بدستم رسيد بنام رنگين‌كمان و در آن مقاله‌اي بود بقلم آقاي برقعي زير عنوان } براي خاطر يك دعا قرآن را بي‌اعتبار ميكنند { و در آن مقاله شرحي در تضعيف دعاي مبارك ندبه و بدعت بودن خواندن آن و مخالفت مضامين آن با قرآن نوشته بودند و ضمنا اشاره بشرحي كه در اين خصوص آقاي سيد علي‌احمد موسوي قبلا نوشته بوده‌اند و جوابي كه جناب حجة الاسلام آقاي شيخ محمدباقر رشاد زنجاني مد ظله بايشان داده بودند شده بود و در صدد برآمدم كه آن دو نشريه را بدست آورم تا اينكه در سفر اخير كه بعتبه‌بوسي حضرت ثامن الائمه عليه آلاف التحية و الثناء مشرف بودم جزوه‌اي كه آقاي موسوي بنام } بررسي دعاي ندبه { نوشته بودند بدست آوردم و خواندم و بسيار تعجب كردم كه اين دو نويسنده چگونه كمر همت بر انكار فضايل اجداد خود بسته‌اند و فضايلي را كه علماي شيعه سالها با خون جگر اثبات كرده‌اند و شيعيان را باقرار بآنها براه راست هدايت فرموده‌اند انكار مي‌نمايند و آنها را بدعت بلكه كفر و شرك ميشمارند و گويي ميخواهند مردم را بقهقري برگردانند و حتي فضائلي را كه اهل سنت بآنها مقرّ و معترفند قبول ندارند
 و معذلك خود را عالم شيعه ميشمارند . باري پس از مطالعه آن دلم ميخواست كه جواب جناب آقاي زنجاني را هم ميديدم و نميدانستم كه از كجا بدست آورم تا اينكه روز گذشته از پستخانه چند جلد نشريه كه از طرف كتابخانه و درمانگاه قرآن و عترت از قم ارسال شده بود آوردند و در ميان آنها نشريه‌اي كه بقلم جناب آقاي زنجاني بود ديدم و بدقت همه آنرا مطالعه نمودم و ديدم كه الحق نصرت از حق فرموده‌اند و بمصداق حديث شريف اذا ظهرت البدعة فليُظهر العالم علمه فصل الخطاب صفحه ٥٢ .
عمل نموده‌اند جز اينكه مراد ايشان بجهاتي اختصار بوده و اكتفا بكليات مطالب و جواب بمجادله بالتي هي احسن فرموده‌اند و بعلاوه آقاي برقعي در مقاله خود مطالب ديگري زياده بر آنچه آقاي موسوي نوشته‌اند عنوان نموده‌اند كه براي رفع آن شبهات هم جوابهائي لازم است اين بود كه بخاطرم رسيد كلماتي در جواب آن گفته‌ها بنويسم كه ان شاء الله بكلي رفع شبهه از قلوب مؤمنين بشود باشد كه خود آن دو نويسنده محترم هم پي بموارد اشتباه خود ببرند و از راهي كه رفته‌اند ان شاء الله برگردند ، و قبل از آنكه جواب از يك يك آن گفته‌ها عرض كنم ابتداءً مقدمه‌اي عرض ميكنم و بعد هر يك از مطالب را كه آقايان عنوان نموده‌اند در ضمن ابواب و فصولي ذكر مي‌كنم و خداوند را مي‌خوانم بحق حضرت حجت عصر عجل الله فرجه و سهل مخرجه كه آنچه موافق رضاي او است بر قلم اين ناچيز جاري فرمايد و اين خدمت ناقابل در درگاه آن بزرگوار مورد قبول افتد .
مقدمه - قبل از بحث و استدلال در هر مطلبي بايد ديد كه طرفين در چه مطالبي
 موافقت دارند و بعد پايه استدلال را بر آنها گذاشت و آنها ضروريات هر مذهب و طايفه‌اي است و از جمله ضروريات مذهب شيعه اثني‌عشري اين است كه خداوند عالم ما را براي عبادت خود خلقت فرموده و براي هدايت ما براه عبادتْ پيغمبران را فرستاده و اگر چه كم و بيش باين خلق عقل و هوش عنايت فرموده ولي راضي نبوده كه تنها بعقل خود هر يك راه عبادت او را بطريقي برگزينند و اگر چنانچه باين امر رضايت داشت ديگر پيغمبران را مبعوث نمي‌فرمود كه آنها را براه معيني وادارند و از خلاف آن آنها را منع فرمايند و همين كه پيغمبران را مبعوث فرموده خود بزرگترين دليلي است بر اين كه راضي نبوده است كه هر يك بعقل خود در تعيين راه عبادت او چيزي بگويند و آنرا دين خود قرار دهند و آخري آن پيغمبران پيغمبر ما حضرت محمد بن عبدالله است صلي الله عليه و آله كه خداوند آن حضرت را خاتم پيغمبران قرار داده و كتابي بر او نازل فرموده كه آخري كتابها است و جميع احكام امت را تا روز قيامت در آن قرار داده و فرموده است فيه تبيان كل شئ يعني در آن بيان هر چيزي هست ، و علم آن كتاب را به پيغمبر خود آموخته و فرموده است كه ما آتاكم الرسول فخذوه و ما نهاكم عنه فانتهوا يعني هر چه كه پيغمبر براي شما آورد بآن بگيريد و هر چه كه شما را از آن منع كرد نهي او را بپذيريد و هم در آن كتاب فرموده كه منه آيات محكمات هن ام الكتاب و اخر متشابهات فاما الذين في قلوبهم زيغ فيتبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنة و ابتغاء تأويله يعني بعض از كتاب آيات محكمات هستند و آنها ام الكتابند و آيات ديگري است كه متشابهاتند پس اما آنها كه در دل آنها ميل از حق است پيروي متشابهات را ميكنند از جهت فتنه‌جوئي و