كتاب : مكتب شيخي ، از حكمت الهي شيعي ، بقلم هنري كربين    صفحه :


مكتب شيخي
از حكمت الهي شيعي
بقلم هنري كُربين استاد دانشگاه تحقيقات عاليه در سُربُن
با ترجمه‌ي فارسي از دكتر فريدون بهمنيار

 مكتب شيخي
از حكمت الهي شيعي
چنانچه از توسعه تفكر شيعه در هر يك از مراحلش نمودار كامل و روشني از جاي ديگر در دست داشتيم تعيين مكتب شيخي و سنجش مفهوم واقعي آن براي ما خيلي آسانتر ميشد . متأسفانه هنوز كار زياد و تحقيقات بسيار بايد تا در جزئيّات بناي تشيّع نفوذ كرد و بر تبدّلات احوال و تغييرات اوضاع آن وارد شد .
اما تحقيق از مكتب شيخي ، بسا ممكن است ، بدون شكّ ، يكي از مستقيم‌ترين كوششها در جهت نزديك شدن باين امر باشد ، در حقيقت ، طبق استعمال كلمه‌يي كه در ايران و در عراق منتشر است ، موضوع مورد بحث ما در اين رساله شيخي بودن و مكتب شيخي است ، اين عنوان بسبب مؤسّس آن شيخ احمد احسائي ، شيخ اجلّ مطلق ، باين مكتب داده شده است ، اما علي رغم آنچه گفته‌اند ترديدي نيست كه شيخ هرگز خيال اين را هم كه { مؤسّس } مكتبي متمايز باشد نكرده است . تنها قصدش اين بود كه بتعاليم تامّه و تمام عيار ائمّه‌ي اطهار تشيّع اثني‌عشري بنحو اتّم مؤمن وفادار باشد و علوم ايشان را احياء نموده بآنها جان تازه بخشد . بنا بر اين بهتر و مناسبتر است اين مكتب را انتگريسم ( تاميه ) بخوانيم و براي بيان وضع آن كلمه انتگريسم بكار ببريم ، مشروط بر اينكه بآنچه اين كلمه عموماً در غرب
 ميتواند معني بدهد زياد مقيّد نباشيم . چه در حقيقت نه مراد واقعي حفظ اصول و اعتقاداتي است كه بر پايه‌ي فرضيّات و استدلالات منطقي تعبّداً معيّن شده است ، و نه منظور اصلي اسارت در قيد كلمات و بحث در ظواهر الفاظ است و نه بالاخره مقصود تظاهر قشري است ، انتگريسم گفتيم از اين نظر كه در آن واحد نظر باصول عقايد و شرايع و توجّه كامل بوضع معنويّت و حقيقت دارد ، آن هم حقيقت و معنويّتي كه با شريعت بستگي تامّ داشته باشد ، و اين شريعت و حقيقت در اين بهم بستگي مشروط و متّكي باماميّتي منزّه و تمام عيار است . قصد متوجّه اين تشيع كامل است كه معني اصطلاحي آن جز تصديق ريشه‌ي لغوي شيعه چيز ديگري نيست و در واقع توجيه و تفهيم اين كلمه است كه مؤمنين بائمّه‌ي اطهار و واقفين باسرار ايشان را معيّن ميسازد .
اگر تغيير وضعي را كه اساساً براي تشيّع اثني‌عشري پيش آمد در نظر بگيريم { تشيّع كامل } را از راه تضادّ درك خواهيم كرد ، توضيح آنكه تشيّع اثني‌عشري كه هميشه از ابتداي امر مذهب اقليّتي بود از اوايل قرن شانزدهم ميلادي با ظهور صفويه در رديف مذاهب رسمي كشوري درآمد . از آن هنگام بناچار { سازماني مذهبي با سلسله مراتب معيّن } بطور رسمي تشكيل شد ، كه هر چند تفصيلات سنگين كليسائي را نداشت ولي چيزي نظير حوزه‌ي روحاني و { هيئت علميّه } بود . تشيّع واقعي معنوي با اين تشكيلات رسمي مخالف است و اين تضاد كاملاًّ محسوس است بر هر كسي كه فهميده باشد چرا و چگونه پديده‌ي عميق و معنوي تشيّع را نميتوان بعوامل علم الاجتماعي و سياسي محدود ساخت . چه گاهي بعضي نسنجيده و با شتابزدگي كوشيده‌اند پيدايش و پديده‌ي تشيّع را بر پايه‌ي اين اصول توجيه نمايند ، و حال آنكه پديده‌ي معنوي تشيّع بآنطور كه در حقيقت ذات خود هست دستخوش اين تعبيرات و توجيهات
 نميتواند واقع شود ، و بايد گفت كساني كه در اين راه سعي كرده‌اند نه تنها موفّق نشده‌اند بلكه اين توضيحات جنبه‌هائي را كه تشيع بمفهوم واقعي و در حقيقت ذات خود با آنها فطرةً مخالف و قهراً در نزاع است برجسته‌تر و آشكارتر ميسازد .
براي درك اصل مسلّم و لازمه‌ي تشيّع بايد اساساً در نظر داشت كه پايه و سنگ بناي تشيّع يعني معرفت امام در حكمت الهي شيعي و نسبت باين حكمت همان وضعي را دارد كه مسيح‌شناسي يا في الحقيقه معرفت باطني بمسيح در حكمتهاي الهي مسيحي دارا است . معرفت امام با باطن وحي قرآني و باطن وحيهاي انبياء سلف بستگي دارد و بنا بر اين بتأويل و تفسير باطن و حقيقت تنزيلات آسماني مربوط ميشود . محقّق است طيّ سه قرن از زمان نصيرالدين طوسي تا دوره‌ي احياء صفوي با فكر تشيّع و در عالم تشيّع كار بزرگي انجام گرفت ( بايد از علّامه حلي ، ابن ابي‌جمهور ، رجب برسي ، حيدر آملي ، علي تركه اصفهاني و تعداد ديگري اسم برد ) ثمره و نتيجه‌ي تمام اين زحمات در مكتبهاي فلسفي كه از آن زمان رونق گرفته بود در درجه اوّل با ميرداماد و مكتب اصفهان ظاهر شد . اين احياء فلسفي و تجديد حكمت منحصرا پديده‌يي مخصوص اسلام ايراني و در ساير اقطار عالم اسلام بدون معادل و بيمانند ماند .
امّا نيز اين مسأله مسلّم و پابرجاست كه هر چند حكمت الهي شيعي و يا تشيّع حكمتي با دوره‌ي تجديد صفوي موقعيّت مناسب بدست آورد ، ولي بمحض اينكه تا حدّي بنحوي از پرده‌ي استتار در آمد با تشكيلات رسمي روبرو و بوضعي دچار شد كه دست كمي از سابق نداشت بناچار ملّا صدراي شيرازي مانندي و شاگردان و جانشينانش از ناحيه‌ي { حوزه علميّه } رسمي بمشكلات كمي دچار