كتاب : ترجمه جامع ، در مسائل عبادات و معاملات و احكام و سنن شرعي    صفحه :


جامع
ترجمه كتاب الجامع لاحكام الشرايع
از مؤلفات عالم رباني و حكيم صمداني
مرحوم آقاي حاج محمدكريم خان كرماني اعلي الله مقامه
ترجمه زين‌العابدين ابراهيمي

 بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد لله رب العالمين و الصلوة علي محمد و آله الطاهرين و لعنة الله علي من نصب لهم ابد الآبدين .
و بعد چنين گويد بنده اثيم كريم بن ابراهيم كرماني كه آنچه مرا به تصنيف اين كتاب واداشت آن بود كه جمعي از برادران كه خدا آنها را از حوادث روزگار مصون بدارد از من خواستند كه چنين كتابي براي آنها تصنيف نمايم ، و ايشان در زمان استاد علامه ما رفع الله في الدارين اعلامه يعني مرحوم سيد كاظم بن سيد قاسم رشتي اعلي الله مقامه .
معالم دين را با كمال اطمينان و يقين از ايشان ميگرفتند چون آن بزرگوار از جمله كساني بود كه خداوند درباره آنها فرموده است : سيروا فيها ليالي و اياما آمنين . يعني سير كنيد در آنها شبها و روزهايي را در حاليكه ايمن هستيد و آن جناب رفع الله شأنه و انار برهانه تجويز نميفرمود كه ميتي را واسطه بين دو شخص زنده قرار دهند و تقليد ميت را نه بطور ابتدائي و نه باين صورت كه بعد از وفات عالمي بر تقليد او باقي بمانند جايز نميدانست پس چون آن بزرگوار به جوار
 رحمت پروردگار خود شتافت و اين بنده در احاطه اعدا و دستخوش شدايد و محنتها باقي ماندم چنانكه شاعر گفته است :
جاورت اعدائي و جاور ربه       ** * **      شتّان بين جواره و جواري
يعني من مجاور اعداء خودم شدم و او مجاور پرورنده خود چقدر فرق است بين جوار او و جوار من ، آن برادران از من خواستند كه براي آنها كتابي تصنيف كنم مشتمل بر احكام دين و مطابق آيات كتاب مبين و سنت حضرت خاتم النبيين و آثار ائمه طاهرين عليهم صلوات المصلين و اين بنده چون بجهات و بواعث گوناگون اين امر را برخود لازم ميديدم با وجود قلت بضاعت خواهش آنها را اجابت نمودم و از خداوند نيز در حاليكه از فضل او اميد خير و توفيق در ابتدا و ختام اين امر داشتم استخاره كردم و باين تصنيف اقدام نمودم و اين كتاب را از هر حكمي كه ائمه طاهرين سلام الله عليهم نص بر آن نفرموده بودند پيراستم و هيچ حكمي كه جماعتي بدون دليل در دين خدا بآن فتوي داده باشند در آن نگذاشتم و همچنين آنرا از احكامي كه بمقتضاي قياس و استحسانها صادر ميشود و مصالحي كه وجه آن معلوم نيست و اجتهادات ظني و آرائي كه بطور بدعت گذاشته‌اند و نظرهائي كه احداث نموده‌اند و مطالبي كه مستنبط از قواعد اصوليه و قوانين عاميه و ظنون عامه و خاصه است بدور نگاهداشتم و صرفاً اكتفا باحكامي كردم كه در اخبار صحيحه و آثار محكمه بر آنها نص نموده بودند و ديگر چيزي از هواها و رأيها بر آن نيفزودم و هر كس اين كتاب من بدست او ميرسد بداند كه اين كتاب صرف تفسير متون اخبار و نقل معاني آثار است بدون تحريف و تبديل پس با خيال آسوده و دل آرام به احكام آن عمل كن و اسم آنرا الجامع لاحكام الشرايع گذاشتم و آن مشتمل بر مقدمه‌اي است و چندين كتاب و خاتمه‌اي .
* * * * *
 مقدمه
در بيان مطالبي است كه بايد پيش از شروع مقصود آنها را ذكر نمايم تا كسانيكه باين كتاب اعتماد ميكنند بر بصيرت باشند و آن مطالب را مختصر ميگويم چون مبناي اين كتاب بر استدلال نيست و اگر كسي مشروح ادله آنها را خواسته باشد به كتاب فصل الخطاب و قواعد و ديگر تصنيفات ما در اين فن و فن اصول عقايد رجوع نمايد و در اين مقدمه سه مقصد عنوان ميكنيم :
مقصد اول
در بيان اصل مدار و پايه و اساس علوم ما است كه عقايد اصليه و فرعيه خود را بر آن بنا نهاده‌ايم و در اعمال شرعيه خود بر آن جاري ميشويم و در اين مقصد چند فصل است :
فصل
در تقسيم احكام شرعيه است از جهت صدور آنها از شارع بدان كه قيد } از جهت صدور از شارع { براي اين است كه عمل خودش موضوع بحث ما نيست و حرفي در آن نداريم و حكم خداي سبحانه هم نيست بلكه آن فقط وقتي حكم است كه صدور آن از شارع مورد ملاحظه باشد و از باب اينكه احكام كه ميگوئيم مقصود اوامر و نواهي شارع است و مصدر از حيث صدور در وقت صدور امر است و بعد از صدور بآن مصدر ميگوئيم يعني مأمور و منهي و ديگر اسم آن امر يا نهي نيست و چونكه ما قصدمان تقسيم همان امر و نهي‌ها بود ولو بر حسب علم مكلفين بآنها ، قيد از جهت صدور را آورديم پس در اين معني تدبر كن . مؤلف اعلي الله مقامه .
عليه السلام چه