كتاب : فكرت    صفحه :


رساله فكرت
در جواب سؤالات آقاي علي دركي
از تصنيفات عالم رباني و حكيم صمداني
مرحوم آقاي حاج ابوالقاسم خان ابراهيمي كرماني اعلي الله مقامه

 بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد لله رب العالمين و صلي الله علي محمد و آله الطاهرين و لعنة الله علي اعدائهم اجمعين .
اما بعد در اين ايام مراسله‌اي رسيد از يكي از محترمين و جوانان محصلين رفسنجان كه بعد از طي تعارفات رسميه مسائلي چند از بعض آيات و اخبار و مباحث دينيه سؤال كرده بودند و از مجموع مرقومات چنين استنباط ميشد كه در اثر معاشرت با اشخاصي كه علاقه و قيدي بديانت و لزوم تمسك بمبادي و مباني دين نداشته‌اند و عباراتي گفته‌اند شبهاتي بر ايشان دست داده و مبادرت باين سؤالات نموده‌اند و نوع اين عمل در حقيقت شايان تقدير و تمجيد است كه نخواسته‌اند از اين قبيل شبهات در ذهن ايشان بماند و رسوخ پيدا كند و خواسته‌اند واقعا تفقه و تفهم نمايند و بواقع امر پي‌برده باشند و شأن مرد عاقل كه اختلافات و انقلابات اين دنيا را مشاهده ميكند و از طرفي هم قطع پيدا ميكند كه لامحاله حقيقتي در كار هست و همچو نيست كه آنچه ميشنويم نعوذ بالله لغو
 و بيهوده باشد و خود را ناچار و ملزم مي‌بيند كه در آنچه ميشنود غوري نمايد و نميتواند سرسري از همه اينها بگذرد و ابتداء هم البته متحير ميشود و بحكم فطرت الهي كه در او بوديعه گذارده شده در صدد تحقيق برميآيد همين است و ابتداء انسان از مجموع آنچه ميشنود روي‌هم‌رفته بر او ظاهر ميشود كه جمعي معتقداتي را اظهار ميكنند و پافشاري و اصرار دارند بر اينكه حقيقت همين است و هر كس مخالفت و انكار اين مطالب را نمايد خود را بهلاكت ابدي انداخته و جمعي ديگر در مقابل منكر آن مراتب هستند و آنها را تكذيب ميكنند و ابتداء با صرف نظر از اختلافات جزئيه همين دو امر از براي انسان عاقل محسوس ميشود و شبهه نيست شخص عاقل كه بحكم فطرت طالب نجات و آسايش و سعادت ابدي خود هست ابتداء از مشاهده اين امور ترديد و تحيري باو دست ميدهد و در صدد طلب يقين برميآيد و بحكم عقل كنجكاوي و تحقيق ميكند ولو اينكه ابتداء هم احتمال دروغ و خلاف واقع‌گوئي درباره هر دو دسته بدهد معذلك اين احتمال شخص عاقل را از تحقيق باز نميدارد زيرا خيال ميكند قول آنها كه منكر لزوم ديانت و تمسك بآن مبادي و مباني شده‌اند مهم نيست و عجالة براي رعايت احتياط و حزم تحقيق مطلب بر ما لازم است بنا بر اينكه اگر فرضا منكرين هم راست ميگويند ما از تحقيق و كنجكاوي در اطراف آن مطالب ضرري نكرده‌ايم و مضر بامر
 دنيا و آخرتمان نيست زيرا منتهي درجه آن جماعت منكر آخرت و جميع آنچه از آن عالم خبر داده‌اند از بهشت و جهنم و ثواب و عقاب و غيرها شده‌اند و اگر هيچ يك از اينها هم العياذ بالله واقعيت ندارد باز بر ما هم كه از پي تحقيق امر برآمده‌ايم مؤاخذه و حرجي نيست و اگر معلوم شد كه اينها امور واقعي است و حقيقة در آنجا مؤاخذه و سؤال و جوابي است و ما كوتاهي كرده باشيم و با وجود آنهمه تأكيدها و بيم و اميدها باز بسهل‌انگاري گذرانده باشيم ممكن است در آن موقع مورد مؤاخذه شديد و بدبختي ابدي شويم در حالي كه راه چاره هم باقي نمانده و مفري هم نيست و دو مرتبه هم براي تدارك مافات باينجا برنميگرديم و اينجا است كه مرد عاقل خود را ملزم بتحقيق و تفحص از واقع امر مي‌بيند و يقين ميكند كه آنها كه بسهل‌انگاري و آسودگي ميگذرانند در اشتباه بزرگي هستند بنا بر اين مقدمه بديهي كه استدلال بيشتري لازم ندارد جناب سائل بسيار خوب كرده‌اند كه مبادرت بسؤال نموده‌اند و گويا تمام تكليف خود را ادا كرده‌اند زيرا پيغمبر صلي الله عليه و آله فرمود العلم خزائن و المفاتيح السؤال فاسألوا يرحمكم الله و حضرت امير عليه السلام فرمود :
اذا كنت لاتدري و لم‌تك سائلا       ** * **      عن العلم من يدري جهلت و لاتدري
و حضرت صادق عليه السلام فرمود انما يهلك الناس لانهم لايسألون