كتاب : فلسفيه ، در جواب آقاي فلسفي در مورد عقايد شيخيه    صفحه :


رساله فلسفيه
در جواب سؤالات جناب آقاي فلسفي واعظ
از تصنيفات عالم رباني و حكيم صمداني
مرحوم آقاي حاج ابوالقاسم خان ابراهيمي كرماني اعلي الله مقامه

 بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد لله رب العالمين و صلي الله علي محمد و آله الطيبين و شيعتهم الانجبين و لعنة الله علي اعدائهم اجمعين .
اما بعد چنين گويد بنده مسكين ابوالقاسم بن زين‌العابدين عفا الله عن جرائمه بحق ساداته الطاهرين كه از غلطاندازيهاي روزگار كج‌رفتار اجتماع حقير فقير بود با جناب عالم فاضل و واعظ شهير و شيخ كامل باتدبير روشن‌ضمير اغلوطه زمان و اعجوبه دوران دوست محترم صفي وفي آقاي شيخ محمدتقي فلسفي ادام الله تأييداته و اقر عيوننا بافاضاته كه در اواخر ماه صفر الخير گذشته اتفاق افتاد و سعادتمند بزيارت ايشان در كرمان شدم كه بر حسب دعوت بعض اهالي اين سامان تشريف آوردند و مجالس اين شهرستان را رشك جنان و روضه رضوان فرمودند و شهد الله عموم ما را مستفيض و رهين امتنان نمودند و علاوه بر
 مجالس عمومي در مجالس خصوصي هم كه براي تفقد و لطف بارادتمندان و دوستان تشريف ميآوردند كرارا از محضر محترم ايشان كه مخبر از لطف قلبي ايشان بود بهره‌مند ميشدم و مشمول التفاتهاي خاصه ايشان بودم اما در عين حال گاه گاه و جسته جسته هم علائم تأثري از ناصيه ايشان هويدا و احساس ميشد كه علت و سبب را درست نميدانستم تا بالاخره اظهار فرمودند و دانستم كه بعض مسموعات بي‌اصل و خالي از حقيقت خاطر محبت مظاهر ايشان را زحمت مي‌دهد و از پي استكشاف آن برآمدم و تدريجا در طي چند مجلس بعض از مسموعات يا مطالعات مختصره را كه بر حسب اظهار خودشان بواسطه عدم مجال هنوز حق نظر و تأمل در آنها را ادا ننموده بودند اظهار داشتند كه در يكي از آن مجالس جناب آقاي وارسته استاندار معظم كرمان هم حضور داشتند و مذاكراتي ميشد و تا آنجا كه براي حقير آسان بود
 و باندازه اقتضاي حال و مجلس ممكن ميشد رفع اشتباه يا تكذيب اصل موضوع مسموع را نمودم ولي چون اوقات توقف ايشان كوتاه بود و حقوق مجالس عمومي هم ميبايست ادا شود قرار بر اين دادند كه بعد از مراجعت از كرمان و فراغت خاطر مجموع مطالبي را كه لازم ميدانند بمنظور رفع اشتباه از اذهان عوام يا بعض خواصي كه بكتب و انتشارات سابقين از اساتيد و علماي ما اعلي الله مقامهم هم شايد مراجعاتي نموده‌اند و در كتابي مطلب ناتمامي ديده‌اند يا بمتشابهاتي برخورده‌اند و ايجاد ترديد در خاطرشان نموده است در ضمن مسائلي تنظيم و ارسال فرمايند تا حقير فقير هم در ذيل هر يك جوابي را كه با فهم قاصر دانسته‌ام و اعتقادم بر آن است عرضه بدارم و تمام مقصود و منظور ايشان بطوري كه كرارا فرمودند و تصريح نمودند رفع اختلافي است كه مشاهده ميشود و در حقيقت موجب منتهاي تأثر است كه چرا عالم