كتاب : دوستي دوستان    صفحه :


دوستي دوستان
از تصنيفات عالم رباني و حكيم صمداني
مولاي شهيد مرحوم آقاي حاج عبدالرضا خان ابراهيمي اعلي الله مقامه

 بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد لله رب العالمين و صلي الله علي محمد و آله الطيبين الطاهرين و لعنة الله علي اعدائهم اجمعين .
و بعد چنين گويد بنده مسكين مستكين عبدالرضا بن ابي‌القاسم بن زين‌العابدين كه مراسله‌اي رسيد از يكي از جوانان اهل ايمان و در آن از معني دين و علامات علماي متقين سؤالاتي نموده بودند و از اين ناچيز جواب آنها را خواسته بودند و در ابتدا خواستم جواب مختصري عرض كنم و تفصيل را حواله بكتب مشايخ عظام اعلي الله مقامهم بنمايم كه از بيان هيچ مطلبي فروگذار نفرموده‌اند جزاهم الله عن الاسلام و المسلمين خير جزاء المحسنين ولي چون ديدم كه اغلب كتب ايشان عربي است و بزبان علمي مرقوم فرموده‌اند و سائل آشنا بزبان عربي و عبارات علمي نيستند بهتر آن است كه خلاصه‌اي از فرمايشات ايشان را كه در كتب مختلفه مرقوم فرموده‌اند در يك جا بزبان فارسي جمع كنم كه مورد استفاده ايشان و ساير برادران مؤمنين قرار گيرد و اميدوارم كه خداوند ببركت سؤال ايشان كه در پي اصلاح دين خود هستند جواب سؤالات
 ايشان را بهمان طور كه موافق رضاي او است بر قلم اين ناچيز جاري فرمايد سبحانك لا علم لنا الا ما علمتنا و اينك شروع ميكنم بجواب سؤالات و لا حول و لا قوة الا بالله .
سؤال اول معني دين چيست .
جواب دين در لغت بمعني تعبد و شأن و وضع الهي و اسلام و عبادت و طاعت و ذل و قهر و غلبه و استعلاء و سلطان و ملك و حكم و قضاء و حال و سيرت و عادت و تدبير و توحيد آمده و اسم جميع كارهائي كه بآن عبادت خداوند را ميكنند نيز هست و همچنين بمعني ملت و ورع هم آمده است و خداوند ميفرمايد ان الدين عند الله الاسلام و ظاهر از سؤالات اين است كه مقصود شما دين حق است كه اسلام باشد و در آيات و اخبار دين و اسلام باغلب معاني فوق آمده اما تعبد معني آن عمل بمقتضاي بندگي كردن است و تسليم براي مولي چنانچه حضرت امير عليه السلام ميفرمايند الاسلام هو التسليم و عمل بمقتضاي بندگي كردن اين است كه انسان با هر مرتبه از مراتبش همان كاري كه از آن مرتبه برميآيد انجام دهد بندگي چشم اين است كه بآنچه خداوند دوست ميدارد نظر كند نظر بقرآن كند نظر بصورت عالم كند نظر بصورت برادر ديني بكند و هكذا و عبادت گوش گوش دادن بآنچيزي است كه خداوند دوست ميدارد عبادت زبان آن است كه همان سخنان كه خداوند دوست ميدارد بگويد تا برسد ببالا مرتبه انسان كه فؤاد باشد كه عبادت آن معرفت خداوند و محبت اولياء الله و برائت از اعداء الله است
 و در حقيقت عبادت همه مراتب همان معرفت است كه در هر درجه بآنچه مناسب آن مرتبه است جلوه ميكند و اما شأن معني آن قصد است و منظور آن است كه قصد بندگي خداوند را داشته باشد چنانچه خداوند ميفرمايد و اعبدوا الله مخلصين له الدين ، و اما وضع الهي همان فطرت الهي است كه خداوند مردم را بر آن فطرت خلق فرموده و همان دين خداست و نبايد آنرا تغيير داد چنانچه خداوند ميفرمايد فطرة الله التي فطر الناس عليها لا تبديل لخلق الله ذلك الدين القيم ، و اما اسلام در آيه كه در اول ذكر كرديم گذشت كه دين نزد خداوند اسلام است و اما عبادت و طاعت هم همان تعبد است كه ذكرش گذشت و اما ذل هم اين است كه انسان از خود هيچ نمايندگي نداشته باشد و همه‌اش مولاي خودش را بنمايد و آنچه محبوب او است از او سرزند و عزت مولي از او ظاهر شود چنانچه در صفت نفس كليه الهيه ميفرمايند از قواي آن عزت در ذلت است و اين ذلت كه عرض كردم حقيقت بندگي است كه فرموده‌اند العبودية جوهرة كنهها الربوبية ، و اما قهر و غلبه و استعلاء همه متفرع بر ذل و بندگي است كه انسان وقتي كه هيچ خود را ننماياند و همه‌اش مولي را بنماياند صفات مولي از او ظاهر ميشود مثل اين شعله چراغ كه خود را ننمايانده و آتش را نمايانده آتش هم صفات خود را در او گذارده ،
چونكه داد اندر ره نار آنچه داشت       ** * **      نار هم اوصاف خود در او گذاشت
مؤمن هم وقتي كه مطيع و مخلص شد خداوند قهر و غلبه و استيلاي