كتاب : وسيلة النجاة    صفحه :


كتاب مبارك وسيلة النجاة
از مصنفات عالم رباني و حكيم صمداني
مرحوم آقاي حاج محمد خان كرماني اعلي الله مقامه

 بسم الله الرحمن الرحيم
ستايش افزون از قياس خالق يكتائي را سزد كه پرورنده جهانيان است و شكر بيرون از شمار ايزد متعالي را شايد كه مخترع زمين و آسمان است و درود نامعدود نبي محمودي راست كه برگزيده عرصه امكان است و سلام نامحدود بر عترت او رواست كه خيره انس و جانند و لعنت هر موجود بر دشمنان اولياء خداست كه سكنه نيرانند .
اما بعد چنين گويد بنده اثيم محمد بن محمدكريم كه چندي قبل مراسله مودت مواصلهٔ از جانب جناب زبدة الانجاب و عمدة الاطياب حبيب روحاني و برادر ديني مطاع محترم و شفيق معظم كهف الحاجّ و العمّار حاج محمدابرهيم كاشاني و جناب مستطاب مخدوم مكرم و مطاع مفخم رفيق صفي و شفيق وفي حاج كلب‌علي تاجر يزدي ايّدهما الله بلطف خفيّ از معموره
 بمبئي رسيد ديده و دل را شاد كرد و عهد محبت و مودت را از نو بنياد نمود و در ضمن مراسلات اظهار اين شده بود كه رساله مخصوص در توحيد و نبوت و امامت و ولايت بدليل عقل و نصوص بزبان فارسي تصنيف نمايم و براهين را با تطبيق با كتاب خدا بانجام رسانم بطوري كه پسند خاص و عام آيد و رفع شكوك و شبهات از قلوب عوام نمايد و اين بنده نابود از جهت بسياري مشاغل و توارد مسائل از اطراف و اكناف تكاهل از جواب ورزيد و معتذر باعذاري چند گرديد و جنابان محترمان بر اصرار افزودند و اعذار مرا قبول نفرمودند پس از باب احترام ايشان و مراعات حال عوام دوستان خصوصاً در اين عصر و زمان اقدام بتصنيف اين رساله با برهان نمودم و كتاب مبارك ارشاد العوام اگر چه در شرح مقامات همين چهار ركن دين تصنيف شده و تا كنون مثل آن كتاب نيامده و هر كه را آن درجه و مقام نيست هوس آوردن مثل آن كتاب او را نشايد كرد بلكه مثل يك فصل آن را نميتوان آورد و هر كس چنين ادعائي كند معلوم است كه بر سرّ آن خطاب صواب و كتاب مستطاب برنخورده و از آن گلهاي رنگارنگ و ميوه‌هاي گوناگون ثمري نبرده و در واقع آن كتاب مبارك حل هر مشكلي است و جواب هر مسأله معضلي و پس از آن سزاوار نيست كه كسي سؤالي از حكمتي نمايد و از
 كسي بيان معرفتي خواهد ولي چون آن بحري است زخّار و دريائي است تيّار همه كس لايق اينكه در آن شناوري نمايد نيست ، اي مگس عرصه سيمرغ نه جولانگه تست ، و چه بسيار كه در آن بحر شناوري كرده و دست از پا نشناختند و در گرداب بلا افتادند و بيش از شك و شبهه نيفزودند و از آن معرفت قشر ظاهر كه داشتند كاستند و بمطلب خود نرسيدند و غنچه اميدي نچيدند ، لهذا جنابان محترمان از اين بنده ناقابل اين رساله را سؤال كردند كه بطور اختصار و عاميانه بنويسم تا آن كساني كه از بحار علوم مولاي من اعلي الله مقامه انتفاع زيادي نبرده‌اند از بيانات ناقابل من چون نزديك‌تر و مناسب بفهم ايشان است شايد منتفع بشوند و محض اختصار كتاب مايل بمطالعه و خواندن آن گردند و چون مستعد فهم شوند در آن درياي بيكران شناوري نمايند و رفع عطش فرمايند و چون گرفتاري اين ناچيز از هر حيث بسيار است و مجالم بسيار تنگ نمي‌توانم جميع ادله و براهين را بطور تفصيل ذكر نمايم و مشكلات را كما ينبغي حل كنم ولي معروف است كه لايسقط الميسور بالمعسور بقدري كه ميسر و ممكن است يا تصريح بدليل ميكنم يا باشاره ميگذرانم و مهما امكن باختصار ميپردازم و تفصيل هر مسأله را كه طالب باشند نظركنندگان مراجعه بساير رسائل خود اين ناقابل كنند يا از كتب موالي و