كتاب : تذكرة المحبين    صفحه :


تذكرة المحبين
از تصنيفات عالم عامل و محقق كامل
مرحوم مبرور آقا شيخ علي بحريني اعلي الله درجته

 بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد لله رب العالمين و صلي الله علي محمد و آله الطيبين المعصومين المظلومين و لعنة الله علي اعدائهم و غاصبي حقوقهم و قاتليهم و ظالميهم من الاولين و الآخرين الي يوم الدين .
و بعد چنين گويد بنده حقير جاني علي بن حسن كرماني عفا الله عنهما كه يكي از برادران ايماني اعني مخدوم مكرم و خليل جليل جناب حاج اسمعيل بمي سلمه الله تعالي مراسله‌اي از اربعه بم به اين حقير سراپا تقصير نوشته بودند و بعد از اظهار مودت و شفقت خواهش نموده بودند كه رساله‌اي بنويسم بزبان فارسي كه مشتمل باشد بر چند آيه از آيات قرآن مجيد كه ظاهرا مناسبت داشته باشد به شهادت و بعضي از حالات يكه‌تاز ميدان خضوع و شهادت و گلگون‌كفن عرصه قيامت حضرت سيدشهداء روحي و روح العالمين له الفداء و در ذيل هر يك از آن آيات باهرات پاره‌اي از اسرار و كيفيت شهادت آن بزرگوار را صلوات الله و سلامه عليه ذكر نمايم بعد از وصول مراسله شريفه ايشان بواسطه اشتغال ببعضي از مهمات و بجهت پيش آمدن سفر زيارت حضرت علي بن موسي الرضا عليه و علي آبائه و ابنائه آلاف التحية و الثناء ميسر نشد كه ايشان را اجابت نمايم تا در اين ايام سعادت فرجام كه اوايل ماه جمادي‌الثانيه سنه يكهزار و دويست و هشتاد هجريه است في الجمله فراغتي حاصل شد لهذا بنوشتن اين رساله اقدام نمودم و اميدوارم كه خداوند عالم جل شانه توفيق انعام فرمايد تا اين رساله بر حسب رضاي محمد و آل‌محمد عليهم السلام كه رضاي ايشان رضاي خداست نوشته شود بطوري كه هر يك از مواليان و محبان اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام كه آنرا بخوانند و مطالعه
 فرمايند منتفع و متذكر شوند و آنرا تذكرة‌المحبين نام نهادم و چنانكه سائل سلمه الله تعالي خواهش كرده بودند چند آيه ان شاء الله تعالي عنوان ميشود و در ذيل هر يك از آنها هر چه خداوند عالم مقدر فرموده باشد در ضمن فصولي چند ذكر ميشود .
پس عرض ميكنم و لا قوة الا بالله العلي العظيم كه از جمله آياتي كه عنوان آن مناسب است آيه شريفه‌ايست كه در اواخر سوره توبه است ميفرمايد ان الله اشتري من المؤمنين انفسهم و اموالهم بان لهم الجنة يقاتلون في سبيل الله فيقتلون و يقتلون وعدا عليه حقا في التورية و الانجيل و القرآن و من اوفي بعهده من الله فاستبشروا ببيعكم الذي بايعتم به و ذلك هو الفوز العظيم حاصل مضمون شريفش به زبان فارسي آنكه خداوند خريد از مؤمنين جان و مالشان را و در بهاي آن بهشت را داد بايشان مقاتله ميكنند در راه خدا پس ميكشند و كشته ميشوند وعده كرده است خدا بهشت را وعده كردن صدقي ثابتي در تورية و انجيل و قرآن و كيست وفاكننده‌تر بعهد خود از خداوند عالم پس خوشحال و مسرور شويد باين مبايعه و اين ظفر و نجات بزرگي است و هر كس به ديده انصاف در فقرات اين آيه شريفه نگرد علانيه مي‌بيند كه اين حكايت معامله سيدشهداء عليه السلام است كه خداوند عالم بيان فرموده اگر چه شامل احوال ساير مؤمنين هم بحسب ظاهر ميشود زيرا كه هر يك از مؤمنان بر حسب رتبه و درجه خود در ايمان اين مبايعه و معامله را كرده‌اند ولي چنانكه آن بزرگوار صلوات الله و سلامه عليه مبايعه را به انجام رسانيد و مبيعه را بالتمام بسوي مشتري كه خداوند عالم است تسليم كرد و اخذ ثمن را بالكليه كه بهشت است نمود هيچكس ديگر چنين نكرد زيرا كه آن بزرگوار است كه جان و اهل و عيال و اولاد و اصحاب و اموال خود را در راه خدا داده و آن بزرگوار است كه خداوند عالم امر بهشت را باو واگذارده و كليد بهشت را باو داده كه دوستان و محبان خود را شفاعت ميفرمايد و در درجات بهشت منزل ميدهد و آن بزرگوار است كه در ظاهر و باطن با دشمنان خدا مقاتله فرمود پس كشت جمع كثيري از آنها را اما در ظاهر چنانكه شنيده‌اي در روز عاشورا صدهزار از آن اشرار را بنفس نفيس خود بر خاك هلاك انداخت و اما در باطن آن بزرگوار است
 كه ظلمات كفر را از عالم برانداخت و ابليس و جنود ابليس را مغلوب و منكوب ساخت و لواي دين و ايمان را در عالم برافراشت و آن بزرگوار است كه بعد از مقاتله با دشمنان شربت شهادت را در اين عالم چشيد و جام لبريز بلا را بدون تأمل و اكراه با نهايت خرسندي و شادي نوشيد و آن بزرگوار است كه خداوند عالم حكايت او را و عهد خود را با او در تورية و انجيل و قرآن ذكر فرموده و آن بزرگوار است كه خدا بعهد خود با او وفا ميكند و در قيامت بهشت را بر دوستان او تقسيم ميكند پس يكي از ايشان را داخل بهشت ميكند بجهت اينكه ذكر مصيبت او را كرده و ديگري را بجهت آنكه بر او گريسته و ديگري را بعلت آنكه مال خود را در راه او صرف كرده و ديگري را بواسطه اينكه در مجلس عزاي او نشسته و ديگري را بجهت آنكه در عزاخانه او فرش گسترده و ديگري را بجهت آنكه جاروب كرده و ديگري را بجهت آنكه آب پاشيده و ديگري را بجهت آنكه منبر را ساخته و ديگري را بعلت آنكه چوب منبر را حمل نموده و ديگري را بجهت آنكه درختي را غرس نموده كه از آن چوب منبر مهيا شده و همچنين هر يك از دوستان و محبان آن بزرگوار را بسبب آنچه ذكر شد و هر چه مانند آن است داخل بهشت مينمايد و آن بزرگوار است كه خداوند عالم او را بواسطه اين مبايعه بشارت داده است و آن بزرگوار است كه اين ظفر بزرگ و نجات بزرگ و فوز عظيم تعلق باو دارد زيرا كه بواسطه آن بزرگوار هر يك از مؤمنان بر شياطين و دشمنان دين ظفر يافتند و باين واسطه مخلع بخلعت نجات گرديدند پس چون معلوم شد كه آن بزرگوار اين مبايعه را بطور حقيقت كرده و تمام آيه شريفه در شأن او صادق و وارد است چند فصل عنوان ميشود و در ذيل هر يك بعضي از اسرار و كيفيت اين مبايعه عرض ميشود .
فصل بدانكه خداوند عالم جل شانه ذاتي است يگانه و در ذات مقدس او تركيب راهبر نيست بهيچ وجه من الوجوه پس از اجزائي چند فراهم نيامده و از براي او جزئي و جزئي و حيثي و حيثي و اعتباري و اعتباري نيست و هيچ شباهت بخلق خود ندارد پس آنچه در خلق او يافت ميشود در او ممتنع است و آنچه او دارا است از يگانگي و قدم در خلق او ممتنع است و اما ماسواي ذات پاك او هر چه هست مركب است از دو جهت جهت خودي و جهت رب اما جهت