كتاب : رساله اسحقيه    صفحه :


رساله اسحقيه
از تصنيفات عالم رباني و حكيم صمداني
مرحوم آقاي حاج محمد خان كرماني اعلي الله مقامه

 بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد لله رب العالمين و صلي الله علي سيدنا و مولانا محمد و آله الطيبين الطاهرين و رهطه الهادين المهتدين و لعنة الله علي اعدائهم اجمعين .
اما بعد چنين گويد بنده اثيم محمد بن محمدكريم بن ابرهيم كه چندي قبل از اين سركار عظمت مدار مكرمت شعار مخدوم مهربان ميرزا اسحق خان سليل جليل سركار عظمت مدار جلالت آثار مقرب الخاقان خان والاشان حاجي ميرزا محمدقاسم خان ديوان‌بيگي خطه كرمان حفظهما الله من اشرار الانس و الجان و مكيدة الشيطان سؤالاتي چند از اين بنده ناقابل فرموده بودند و بعينه همين سؤالات را از جناب مستطاب فضايل مآب كمالات انتساب زبدة العلماء و نخبة الحكماء مولانا الفاخر آقا ميرزا محمدباقر حفظه الله عن كل شيطان فاجر فرموده بودند بنده ناچيز محض مراعات ادب و ملاحظه پارهٔ حكمتها معذرت از جواب خواسته تكاهل ورزيدم چرا كه دأب اين سلسله جليله اتحاد و يگانگي است و ميان علماي ما بخل و حسد نيست و منظور نظر همه ما بيان مشكلات و حل معضلات است و هدايت طالبين و نفي تحريف غالين و انتحال مبطلين و هرگاه يكي از ما متكفل شد انشاء الله ديگري را بهيچ وجه بخلي در آن نيست بلكه شاكر است
 لهذا بنده اقدام بجواب اين مسايل ننمودم تا اينكه سركار سائل اصرار بر اصرار افزودند بحدي كه حيا مانع شد با ايشان عهد كردم كه هرگاه جواب از نزد جناب سابق الذكر آمد و شما بر جواب مسائل خود واقف شديد همان شما را بس است و اگر باز بر شما اشكالي ماند اين بنده جواب ميدهم اينك پيغام فرستاده‌اند كه جواب مجمل فرموده‌اند و من بر تمام جهات مسايل خود واقف نشدم من بر حسب وعده خود اقدام بجواب مي‌نمايم و سؤالات ايشان را فقره فقره ذكر مي‌كنم مثل متن و جواب را پس از آن بيان مي‌نمايم مانند شرح چرا كه مسايل بهتر حل ميشود و جواب از سؤال تميز داده ميشود .
سؤال پس از خطبه مي‌فرمايند عرضه ميدارد كه از جمله مسائلي كه بر من بنده نهايت اشكال دارد و هيچ از بياناتي كه بعضي از علما و آقايان مي‌فرمايند مستفيض نمي‌شوم و كما ينبغي حل نميشود يكي مسأله سرايت وجود است و فرق بين مذهب شيخ مرحوم اعلي الله مقامه و مذهب ملا صدراست كه چون بحقيقت نظر كني جز هستي چيزي نيست ، در هر چه نظر كردم سيماي تو مي‌بينم ، يا من بدا جمالك في كل ما بدا .
جواب عرض مي‌كنم و لا حول و لا قوة الا بالله وجه اشكال اين مسأله و حل نشدن آن مثل ساير مسايل اين است كه از براي هر علمي اصطلاحي است و علما را بيانهائي است بر آن اصطلاحها و علوم ايشان را مقدماتي است مادام كه انسان اصطلاح نداند و بر مقدمات واقف نشود و صاحب فهم هم نباشد و علاوه بر اين مدتها هم زحمت نكشد و نفس خود
 را رياضت بعلم ندهد چگونه مي‌تواند اين مسايل را بفهمد چه بسيار طلاب بافهم كه دايما تحصيل ميكنند و هنوز اين مسأله را درك نكرده‌اند پس چگونه ميشود كه تحصيل نكرده و زحمت نكشيده اين مسأله را بفهميد و بسا علما هم كه از ايشان سؤال فرموده‌ايد درست جواب داده‌اند ولي چون مقدمات در دست نبوده است درست بر كنه مسأله برنخورده‌ايد و چون فرمايش فرموده‌ايد كه جواب عرض كنم لابدا مذهب ملا صدرا را بايد عرض كنم در اين مسأله و مذهب مشايخ اعلي الله مقامهم را هم عرض كنم تا فرق معلوم شود ،
اولا از باب مقدمه عرض ميشود كه اختلاف ميان ما و آنها در يك مسأله وجود نيست و همه ايرادات مشايخ از اين باب نيست در غالب مسايل چه الهيه و چه طبيعيه و چه امور عامه ميان ما و ايشان اختلاف است نهايت پارهٔ از مسايل متعلق بدين و ايمان است و پارهٔ از علميات است و باز مخفي نماند كه جميع وحدت وجوديان در مسأله وجود متفق نيستند و هر كسي را قولي است و لكن سركار سايل همان فرق ميان ما و ملا صدرا را خواسته‌اند من هم اقتصار بهمان ميكنم چرا كه از شرط جواب و سؤال اين است كه جواب مطابق سؤال باشد و از حكمت خارج است چيز ديگر بيان كردن مگر اينكه حاجتي افتد .
پس عرض ميكنم كه مرحوم ملا صدرا در كتب خود در نحو سريان وجود بطور اختلاف بيان كرده مطلب خود را بلكه در اصل وجود در كتاب اسفار و كتب ديگر بطورهاي مختلف بيان كرده است و كسيكه اهل فن ايشان نباشد بسا ملتفت نشود كه قائل بوحدت وجود است ولي چون