كتاب : ترجمه دقايق العلاج جلد 2    صفحه :


ترجمه دقايق العلاج ( جلد دوم )
از تأليفات عالم رباني و حكيم صمداني
مرحوم آقاي حاج محمدكريم خان كرماني اعلي الله مقامه
ترجمه عيسي ضياء ابراهيمي

 مقاله سوم
چگونگي ساختن داروهاي مركب
مقدمه - كلياتي كه لازم است قبلا گفته شود .
فصل
پيش از اين گفتيم كه خداوند سبحانه انسان را از چيزهاي برگزيده جهان آفريده و بنا بر اين برگزيده اين عناصر را در او گرد آورده است ليكن ساير آفريده‌ها كه بعلت غلظت مواد و زيادي اعراضشان بدرجه انسانيت نرسيده‌اند چنين نيستند اما انسان از برگزيده عناصر بدنيا آمده زيرا همانطور كه در كتاب حقايق الطب و كتاب مرآة الحكمة گفته‌ايم پس از آنكه غذا بمعده وارد شد يكبار با نيروي جداكننده‌اي كه در آن است پالايش مي‌يابد و طرطيرهاي جمادي اجنبي از آن بيرون مي‌روند و يكبار ديگر در كبد تصفيه مي‌يابند و طرطيرهاي نباتي آن خارج مي‌گردند و طرطيرهاي حيواني نيز از آن خارج مي‌شوند و همينكه يكبار ديگر نيز در اندامها تصفيه شد طبيعت قسمتي از آن را كه برتر از مابقي آن است بصورت مني بجاهاي خودش مي‌فرستد تا در وقت نياز براي بقاء نسل بكار رود . اينك مي‌گوئيم كه اين ماده تصفيه‌شده خود داراي سه مرتبه جسداني و نفساني و روحاني است كه طبيعت ، مني را از روحانيت آن پس‌انداز مي‌كند زيرا مني پاره‌اي از غذائيست كه براي مغز ذخيره مي‌شود و همين غذا است كه
 مي‌تواند تبديل بماده‌اي زنده شود و زندگي را بپذيرد ، در حالي كه پيش از آن زنده نبود . پس انسان برگزيده‌اي از خلاصه از خلاصه از خلاصه غذاها است و بنا بر اين سزاوار نيست كه داروي سنگين كثير الاعراضي بر او وارد گردد و بر او بار شود كه براي پاك شدن از اعراض نياز بپالايش و تصفيه داشته باشد بخصوص كه معده خانه هر دردي است و تا يكي از نيروهايش از توان نيفتد بمرضي گرفتار نمي‌گردد اما اگر ناتوان شد از كار خودش بازمي‌ماند و البته ديگر نمي‌تواند بپالايش موادي كه بر او بار شده بپردازد . بنا بر اين بايد دارو نخست تصفيه شده و از عرضها پاك و لطيف شود و همانطور كه غذاي بيمار بايد لطيف و صاف باشد داروي او نيز بايد لطيف باشد بخصوص كه دارو بخودي خودش بر طبيعت سنگين‌تر از غذا است چه غذا بخلاف دارو براي بدن طبيعي و عادي است . و همچنين اگر مقصود از استعمال دارو آن باشد كه در همه رگها و راههاي تنگ بدن نفوذ كند بايد بيشتر لطيف و داراي روحانيت باشد زيرا در وقتي لازم است دارو تا اعماق بدن برود ، كه خلطي در آنجاها باشد و همينكه خلطي در جائي باشد تنگتر مي‌گردد و بنا بر اين بايد دارو لطافتي بيش از آن اندازه كه براي پاكسازي معده لازم است داشته باشد . همچنين هر گاه بخواهند دارو باندامهائي مانند طحال و زهره و كليه و ساير اندامهاي دروني برسد بايد داراي روحانيت بيشتري باشد و الا رسيدنش بآنها دشوارتر است پس بآن نمي‌رسد مگر اينكه دواء جوهري روحاني و لطيف باشد . بنا بر اين دلايل ، ما بر اين باور هستيم كه تصفيه و تلطيف دارو بسيار لازم است تا جوهر آن از اعراضي كه اثري در درمان ندارند پاك شود زيرا اثر از روح داروها و جوهر اصلي آنها است نه اعراض اضافي كه از جنس آنها نيست آيا نمي‌بيني كه اگر گوگرد را بكاري بزني بخاطر كبريتيت آن است
 نه مثلا براي مرگ موش و يا خاكها و چيزهاي ديگري كه در آن است و زاج را از آن رو بكار مي‌گيري كه زاجيت دارد نه بخاطر گوگرد و خاكها و سنگها و چيزهاي ديگر آن و نيز اگر عسل را بكار ببندي بخاطر عسليت آن است نه براي مومي كه در آن است . همچنين هر داروي گياهي يا معدني يا حيواني داراي موادي اجنبي است كه از خود آن نيست و چاره‌اي نداريم جز آنكه چيزهاي بي‌اثر و همچنين چيزهائي را كه داراي اثري منافي با غذا و دارو است از آن جدا كنيم تا درمان بدرستي انجام گردد و بر طبيعت بار نشود و همچنين از دوائي كه پالايش نيافته بايد باندازه بيشتري بكار رود تا چگونگي لازم از آن بدست آيد و زيادي دارو خود بار ديگري بر بيمار ناتوان است پس اگر داروئي خالص باشد كمي از آن ما را از مقدار زياد تصفيه‌نشده بي‌نياز مي‌كند مثلا مي‌بيني كه يك قطره روغن قرنفل اثرش برابر بيست مثقال خود آن است و ببين كه يك قطره چقدر از بيست مثقال بر طبيعت سبكتر است و چقدر اين يك قطره در اندامها بيش از خود قرنفل نفوذ مي‌كند و تا چه اندازه خوردن آن آسانتر است و بر اين گونه ساير چيزها را قياس كن . سرّ ديگر اين است كه خوش‌آيند بودن يك دارو با بدآيند بودنش در نزد بيمار تفاوت فراوان دارد چه بچشم مي‌بينيم كه طبيعت چيزي را كه بدمزه و ناگوار است نمي‌پذيرد ولو آنكه از جهت درمان سودمند باشد و چيزي را كه شيرين و خوشبو است پذيرا است هر چند كه برايش زيان داشته باشد ، اما اگر طبيعت چيزي را نپذيرد ديگر توجه لازم را بآن نخواهد داشت و بنا بر اين ، در آن درست كار نخواهد كرد و چنين داروئي بمنزله امانتي است كه سودي نخواهد داشت و سربار طبيعت خواهد بود ، اما اگر داروئي خوشخوار باشد طبيعت آن را مي‌پذيرد و در آن بكار مي‌پردازد پس دوا هم در طبيعت كار