كتاب : ترجمه دقايق العلاج جلد 1    صفحه :


ترجمه دقايق العلاج ( جلد اول )
از تأليفات عالم رباني و حكيم صمداني
مرحوم آقاي حاج محمدكريم خان كرماني اعلي الله مقامه
ترجمه عيسي ضياء ابراهيمي

 بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد لله رب العالمين و صلي الله علي محمد و آله الطاهرين و رهطه المخلصين و لعنة الله علي اعدائهم اجمعين .
چنين گويد بنده اثيم كريم بن ابراهيم پس از آنكه كتاب حقايق الطب را نوشتم دوست داشتم در تكميل آن كتابي بنويسم كه بجاي جلد دوم و در عمل موافق قوانين مذكور در آن باشد ، چه آن كتاب را بصورتي نوشته‌ام كه قبل از من كسي بدان گونه ننوشته است و در آن كليات علم طب و اصول آن را بصورتي كه مطابق عالم كبير و وسيط و از هر جهت موافق اخبار آل‌محمد عليهم السلام باشد نوشته‌ام و بر هر عاقل بصيري خطاي هر كس كه از آن تخلف كند و براه ديگري برود آشكار است در كار تأليف آن كتاب براهي رفته‌ام كه غير از راه پزشكان پيرو جالينوس و مؤلفين كتب معروف پزشكي و معالجات مشهوري است كه نويسندگان آن چنين گمان كرده‌اند كه خطائي در كار آنان نيست . در آن كتاب از اصول علم طب مسائلي را توضيح داده‌ام كه در هيچ كتاب پزشكي ديگري نيست و تا بحال در خاطر هيچيك از اطباء يوناني و پيروان آنان خطور نكرده است ، بنا بر آنچه در آن كتب آمده است پزشكي عملي موافق نظريات آنان است و هر گاه كه امور نظري تغيير كند جنبه‌هاي عملي نيز دگرگون مي‌شود زيرا عمل فرع علم است و با
 تغيير اصل ، فرع بگونه‌اي ديگر مي‌گردد ، اما اين كتاب را درباره جنبه‌هاي عملي پزشكي ولي باختصار و با اتكاء بر كتاب حقايق الطب و همچنين كتاب مرآت الحكمة مي‌نويسم و غرض من صِرف عمل و گهگاه اشاره بأدلّه است تا كسي گمان نبرد كه صِرف ادعاء بلا دليل است و اميدوارم كه پزشكان از آن بر من خرده نگيرند كه در همه انواع معالجات و علل تحقيق نكرده‌ام زيرا قصد من آن نبوده كه مثل ساير مؤلفين مطالب را از كتب مختلف نقل كنم چه اگر چنين قصدي داشتم بهمان راهي مي‌رفتم كه آنان رفته‌اند ، اما من خواستم كه چيزهائي را در آن بنويسم كه شخصا تجربه كرده باشم و يا ديگران آزمايش كرده باشند و يا اينكه در كتاب معتبري از اشخاص مجرب روايت شده باشد و از قياس و گمان در آن پرهيز كرده‌ام و بهمين دليل اين كتاب شامل بعض درمانها و بعض مفردات و مركبات شده است و بنظر من چيزي كه كم ، آزمايش شده و درست باشد بهتر از چيزهائي است كه زياد ولي غير معتبر مي‌باشد و هر كس جوياي چنان مطالبي باشد بايد به كتب سايرين مراجعه كند تا بدلخواه خود برسد و اما اين كتاب را بر مقدمه‌اي و پنج مقاله ترتيب دادم و آن را دقايق العلاج ناميدم .
مقدمه
در بيان بعض كليات علمي و عملي است كه لازم است در مقدمه آورده شود و در آن چند فصل است :
فصل اول
بدان كه قوام و پايداري هر شي‌ء بچيزي است كه هويت آن شي‌ء بدان بسته است و اگر در آن چيز تغييري رخ دهد ، آن شي‌ء ، ديگر آن نيست كه تا آن وقت بوده است مثلا اگر از عدد نُه يكي كاسته شود ، هشت
 و اگر يكي بر آن افزوده گردد ، ده مي‌شود و بنا بر اين هر چيزي تا وقتي خودش است كه تغييري در آن روي نداده باشد و چون در اين جهان بر هر مركبي اضداد مختلفي وارد مي‌شود و هر چيزي جنس خود را تقويت و آنچه را كه مخالفش هست تضعيف مي‌كند ، يك شي‌ء مركب ، بر حسب چيزي كه بر آن وارد مي‌شود ، مورد دگرگوني قرار مي‌گيرد و ديگر از آن شي‌ء كاري كه براي آن ساخته شده بود برنمي‌آيد بلكه آثار تازه‌اي از آن پديد مي‌گردد و بيماري چنين چيزي است و تازه وارد سبب و علت آن است و از اين بيماري آثار تازه‌اي پيدا مي‌شود كه پيش از آن نبوده و اين را عَرَض مي‌گوئيم مثلا چشم براي ديدن خلق شده و قوام چشم ، بر همان است كه خدا براي آن قرار داده اما اگر خاشاكي در آن بيفتد و آن را بيازارد ، بيمار مي‌گردد و مثلا در اثر اين بيماري قرمز مي‌شود و يا اشك در آن جاري مي‌گردد كه اينها اثر آن آزارند و گاه يك مرض سبب پيدا شدن مرض ديگر مي‌شود مثلا ريزش اشك ، ممكن است سبب ايجاد قرحه‌اي در چشم ، و آن نيز باعث مرض يا عَرَض ديگري شود و بهمين ترتيب نابسامانيها تا آنجا كه خدا خواسته باشد ادامه يابد . پس از مشاهده عوارض مي‌توان بامراض و از امراض به علل آن پي ببريم مثلا چشم‌خرابي كه عرض نزله است . پس هر مرض در اثر سببي پيدا مي‌شود و عرض در پي بيماري مي‌آيد بنا بر اين مادامي كه مؤثر باقي است ، اثر در ظاهر همراه آن است . پس واجب بر كسي كه مي‌خواهد بمعالجه بپردازد ، قطع اسباب اوليه امراض است سپس اگر طبيعت قوي باشد مرض خودبخود بهبود مي‌يابد و نيازي بدرمان نيست و همين كه مرض قطع شد ، عرض نيز دفع مي‌شود ، بنا بر اين نبايد در چنين هنگامي بدرمان اقدام كرد و باين علت است كه در اخبار زيادي از شتابزدگي در دواكاري نهي فرموده‌اند و از جمله آنها