كتاب : هفتاد مسأله    صفحه :


هفتاد مسأله در جواب ثقة‌العلماء سلماسي
از تأليفات عالم رباني و حكيم صمداني
مرحوم آقاي حاج زين‌العابدين خان كرماني اعلي الله مقامه

 بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد لله رب العالمين و الصلوة و السلام علي خير خلقه محمد و آله الطاهرين و لعنة الله علي اعدائهم اجمعين .
و بعد چنين گويد بنده اثيم جاني و رميم فاني زين‌العابدين بن كريم بن ابراهيم كرماني كه چندي قبل رقيمه‌اي كريمه و نميقه‌اي انيقه رسيد از بلده شريفه سلماس صانها الله من كل شر و باس از جانب سني الجوانب جناب شريعت‌مآب حقيقت انتساب فضايل و كمالات اكتساب الاخ المؤتمن و المولي الممتحن شيخنا الشيخ محمدحسن الشهير بثقة‌العلماء وقاه الله من كل بلاء و عناء و انعم عليه بالتوفيق و الرخاء و بعد از اظهار مراحم دوستانه و مكارم مشفقانه امر فرموده بودند اين جاهل غافل را بجواب دادن از مسائل بسياري كه بالغ بهفتاد مسأله بلكه زيادتر بود و اين بنده بواسطه كثرت هموم و تراكم غموم و علاوه اشتغال به اجوبه مسائل ديگر كه اهم آنها مسائل حج بود و مدتها عازم بر تتميم آنها بودم و مجال دست نبود تا باز بر حسب سؤال اخوان از هر جا عزم بر انجام دادن نموده و الحمد لله ختم شد و با اينكه باز مسائل ديگر از اطراف رسيده بود امتثال فرمايش ايشان را مقدم داشته اقدام باجوبه اين مسائل نمودم و اگر چه بسياري از آنها مسائلي
 است كه جواب دادن از آنها در مثل اين زمان بسي مشكل است و جاي آن است كه گفته شود :
اخاف عليك من غيري و مني       ** * **      و منك و من مكانك و الزمان
و لو اني جعلتك في عيوني       ** * **      الي يوم القيمة ماكفاني
و اين است كه بقدر لايق در همه آنها نميتوان شرح و بسط داد ولي از خداوند مسألت دارم ببركات آل‌محمد عليهم السلام و ساير مقربان درگاهش كه توفيق عنايت فرموده بقدر اينكه مؤمنين بهره ببرند و غير ايشان محروم بمانند اجوبه از آنها عرض شود ، و جعلنا من بين ايديهم سدا و من خلفهم سدا فاغشيناهم فهم لايبصرون و سواء عليهم ءانذرتهم ام لم‌تنذرهم لايؤمنون . و مولاي بزرگوار من اعلي الله مقامه مكرر اين شعر را در مواقع بسيار ميخواندند :
من گنگ خواب ديده و عالم تمام كر       ** * **      من عاجزم ز گفتن و خلق از شنيدنش
باري آنچه خداوند خواسته خواهد شد ، ان الله بالغ امره قد جعل الله لكل شي‌ء قدرا ، و اينك شروع ميكنيم در اجوبه مسائل و لا حول و لا قوة الا بالله العلي العظيم و صلي الله علي محمد و آله الطاهرين .
فرموده‌اند : مسأله اولي - در باب مذمت بنگ بخصوص حديثي و خبر صريحي در كتب معتبره شيعه بنظر مبارك حضرتعالي رسيده يا نه ؟
جواب تفصيل اين مسأله را در كتب اصحاب كم ديده‌ام همينقدر اجمالا بعضي اشاره كرده‌اند من‌جمله شهيد ثاني رحمه الله در روض‌الجنان مينويسد در ذيل كلام علامه (ره‌) در ارشاد در تعداد نجاسات : و المسكرات المايعة بالاصالة فالخمر المجمد نجس و الحشيشة ليست نجسة و ان عرض لها الذوبان و توقف المصنف
 في المنتهي في تحريم الحشيشة لعدم وقوفه علي قول لعلمائنا فيها قال و الوجه انها ان اسكرت فحكمها حكم الخمر في التحريم لا النجاسة . و اگر چه جناب سائل وفقه الله محتاج بترجمه نيستند ولي چون مخصوص در تعليقه خود خواهش فرموده‌اند كه بفارسي جواب عرض شود تا عوام منتفع شوند اينست كه عرض ميكنم مسكرات مايعه را تخصيص ميدهند بآنچه اصلا مايع و جاري باشد ولو آنكه جمود عارضي حاصل كند پس خمري كه خشك شده باشد نجس است و حشيشه كه مراد بنگ باشد و يكي از مسكرات شمرده ميشود نجس نيست زيرا كه اصلا گياهي است خشك ولو آنكه در مقام استعمال بآب زده و شيره از آن بگيرند و استعمال كنند بعد نقل ميكند از مصنف يعني علامه كه در منتهي توقف نموده است در تحريم حشيشه زيرا كه واقف بر قولي از علماء اماميه در اين باب نشده است و خود او فرموده كه وجه آنست كه اگر حشيشه مسكر باشد حكم آن حكم خمر است در تحريم نه نجاست و از جمله اصحاب شيخ يوسف بحريني رحمه الله است كه در حدايق مينويسد : و الظاهر اتفاق كلمة الاصحاب رضوان الله عليهم علي تخصيص الحكم بالنجاسة في المسكر بما كان مايعا بالاصالة و ان عرض له الجمود دون الجامد بالاصالة كالحشيشة و ان عرض له الميعان . و حاصل مراد همان است كه در عبارت شهيد بود بعد دليلي كه بر طهارت حشيشه ميآورد آنست كه ميگويد : و الظاهر ان المستند في ذلك هو ان المتبادر من لفظ المسكر و النبيذ و نحوهما في الاخبار انما هو الاشربة المتخذة من تلك الاشياء المعدودة في الاخبار المتقدمة فيبقي ما عداها علي حكم الاصل . يعني ظاهر آنست كه دليل اصحاب در طهارت حشيشه آنست كه